امروز سه شنبه 3 اسفند 1395  -  23 جمادی الاول 1438  -  21 فوریه 2017

 


Print

کودک درخود مانده کیست؟

 

درخود ماندگی (خود گرایی) چیست؟
 
 کودکان درخود مانده (خودگرا) احتمالا تا پایان عمر گرفتار توان خواهی (معلولیت) می گردند. با این حال، برخی از بچه های مورد بحث را یارای آن هست که در دوران زندگی خویش پاره ای از جنبه های استقلال و بی نیازی را در خود بپرورانند. پدران و مادران باید از نظر 
گسترش آن دسته از مهارت هایی ، که فرزندان درخود مانده شان در کاربرد نیرو دارند، از اینان پشتیبانی کنند تا ایشان را احساس خوشدلی دست بدهد.
 
نشانه های درخود ماندگی (خود گرایی) چیستند؟
 
موقعی که کودک شیر خواره یا نو پایی:
- به بغل نمی آید یا در برابر ابراز محبت یا نوازش، واکنش نشان نمی دهد.
- برخورد چشمی نمی کند.
- ظاهرا قادر به ارتباط برقرار کردن با دیگران نیست.
- پدر و مادرش را به سایر بزرگسالان ترجیح نمی دهد.
- به بچه های دیگر دوست نمی شود.
از حیث مهارت های زبانی، ضعیف ویا کاملا فاقد آنهاست.
- در برابر موارد گوناگون، واکنش های غیر عادی یا افراط آمیز از خود نشان نمی دهد، خواه به صورت پرهیز یا دل مشغولی (اشتغال ذهن) باشد.
در پی یافتن اشیای متحرکی هم چون بادبزن است که برایش جاذبه ی زیادی داشته باشد.
- ممکن است نسبت به چیزهای عجیب هم چون تکه ای کاغذ یا بند لاستیک، دلبستگی زیادی پیدا کند.
احتمالا فعالیت های تکراری را به طور محدودی می نمایاند.
- امکان دارد اعضای بدن مانند بازوان را بچرخاند.
- ممکن است آگهی های تجاری تلویزیون را بازگو کند.
نشانه های درخود ماندگی (خود گرایی) از خفیف گرفته تا شدید می باشند. هر چند علامت های اختلال مزبور را گاهی دراوایل دوران کودکی می توان مشاهده کرد، ولی امکان دارد بیماری ماه ها ، پس از ابتلای طبیعی، بروز کند. از هر بچه ونوجوان مبتلا به مرض مذکور، حدود 7 تن به عقب ماندگی ذهنی و سایر ناراحتی های مربوط به کار کرد یا ساختار مغز دچارند.
درخود ماندگی تا چه اندازه عمومیت دارد؟
طبق برآورد پژوهش های اخیر، احتمال دارد از هر10/000 کودک، 14 نفرگرفتار درخود فرو رفتگی یا عوارض مربوطه گردند. نزدیک به 125000 آمریکایی به این سان اختلالات مبتلا یند ودرسراسر کشور، تقریبا 4000 خانواده دارای 2 یا چند بچه ی اسیر درخود ماندگی اند. شمار مبتلایان دختر، سه برابر پسران است.
 
عامل در خودماندگی چیست؟
 
پژوهندگان از علت واقعی بیماری مزبور بی خبرند. پیامدهای چند بررسی، حکایت از آن دارد که ممکن است آمیزه ای از عوامل زیست شناختی مشتمل بررویا رویی با ویروس: پیش از تولد، نارسایی در دستگاه دفاعی بدن، یا وراثت به پیدایش درخود ماندگی بی انجامند. 
 
شیوه های درمانی:
 
پدر ومادرانی که تصور می کنند فرزندشان دچار درخود فرو رفتگی شده است ، باید از پزشک خانوادگی خود یا متخصص اطفال بخواهد که آنان را نزد روان پزشک کودک و نوجوان که بتواند در خود ماندگی ومیزان وخامتش را دقیقا تشخیص داده و معیارهای صحیح آموزشی را تعیین کند، بفرستد.
داروها نقش چندانی دراین میانه ندارند. داروهای ضد افسردگی گهگاه اندکی چاره سازند. عوامل ضد خشونت متداول، بویژه داروهای ضد روان پریش مانند لیتیوم ومهار کننده ها شاید درمورد افراد درخود مانده که خود ویا دیگری را می زنند، ضروری باشد. داروهای متداول ضد روان پریشی اغلب خیلی آرام بخشند و اثرات جانبی زیادی دارند که از آن جمله اختلالات مربوط به حرکات بدن را می توان نام برد.
امکان دارد داروهای ضد تشنج مفید باشند. پاره ای از پژوهشگران اظهار نظر کرده اند که حملات صرع جزیی پیچیده با منشا نامعلوم که موجب تغییراتی در هوشیاری، اما نه تشنج جسمی می گردند، منبعی از مشکلات رفتاری در خود ماندگی شمرده می شوند.
راجع به اثرات بلند مدت داروها در بر خود مانده ها اطلاعات چندانی در دست نیست. آنها را باید فقط برای نشانه های ویژه مصرف کرد، نه جهت سر به راه کردن بچه یا تسکین دلهره ی پدر ومادر یا پزشک.
 
اثرات درخود ماندگی بر تمام اعضای خانواده:
 
روان پزشک کودک ونوجوان علاوه بر مداوای کودک در خود فر روفته ، به افرادخانواده یاری می کند که فشار روانی شان را بر طرف سازند - از آن جمله، وجود احساسی در بین خواهران و براداران که به خاطر بچه ی درخودمانده، از خاطر فراموش شده اند، یا ناراحتی و پریشانی ناشی از آوردن دوستانشان به خانه.
 
منابعی برای پدران و مادران:
 
پدر ومادر کودک در خود مانده، بار سنگینی را به دوش می کشند. ناتوانی وی در ایجاد ارتباط، تکانشگری ، تاثیر ناپذیری هیجانی، رفتار خود ویرانگیر ومشکلات مربوط به تغذیه.پذیرش تشخیص برای بسیاری از پدرومادرها دشوار است ومدام در پی توجیهات دیگری هستند . شمار زیادی از آنان به خوبی از عهده ی این کار بر می آیند، ولی همه می توانند از پاره ای رهنمودها وخدمات همانند رایزنی یا روان درمانی موثر بهره مند گردند.
 
سایر ویژگی های کلی در خود ماندگی:
 
یکی از خصوصیات کودکان درخود مانده این است که آنان گاه نمی توانند به محرک های درد آور واکنش نشان دهند،
(چون یکی از معتبرترین راه های کاستن ازحساسیت به درد، تزریق مرفین یا داروهای دیگر افیونی است) پس می توان به این نتیجه دست یافت که این کودکان دارای مواد شبه مخدر به شکل غیر عادی درمغز هستند.
 
چند نشانه ی مسمومیت با مرفین عبارتند از:
 
1- کناره گیری اجتماعی.
2- رفتارهای تکراری وگاهی اوقات قالبی.
3- نادیده گرفتن بیشتر محرکات حسی وتوهم.
4- خوشی وبی پروایی
5- دربیشتر شرایط، آرامش اما گاهی اوقات بیش فعالی (فزون جنبشی ) درفرایند بازگیری از مرفین، این نشانه ها شامل بی قراری، ترس، اضطراب، گریه و پاسخ دهی مفرط نسبت به تحریک هستند. به شخصی که متناوبا مرفین تزریق میگردد وآنگاه در فرایند بازگیری قرار می گیرد، باید بسیاری از رفتارهای مشابه درخود ماندگی را نشان دهد. کودکانی که از مادران معتاد به مواد مخدر متولد می شوند، از بسیاری از اثرات این مواد بر روی مغز و رفتارشان رنج می برند. چند نمونه از این اثرات، نظیر رفتار کودکان درخود فرومانده است.
معمولا چنین کودکانی چه از دارو استفاده کنند یا نه، بهبود اندکی نشان می دهند. قاعدتا درآموزش شان بر تغییر رفتار تاکید می شود که احتمالا کمک می کند تا در اداره ی امور
خود و سایر مهارت های سودمند پیشرفت کنند. با وجود این، پیشرفت محدود و شمار زیادی از این کودکان هرگز وارد جریان اصلی زندگی عادی نمی شوند.
درمان دارویی:
تا به حال هر کدام از این درمان هایی دارویی که انجام شده ، اثر بخشی معتبری نداشته است.
به نظر می رسد که کلر پرمازین، آمفتامین، ریتالین، والیوم و چند داروی دیگر به همان اندازه مفید باشند که مضرند.
نتایج نسبتا امیدوار کننده با مقادیر مصرف فراوان ، از ترکیب ویتامین ها ومواد معدنی از جمله ویتامین "ب" و "منیزیم" گزارش شده است. شماری از کودکان در خود فرورفته با استفاده از مگا ویتامین درمانی طی چند روز تا یک ماه نتایج خوبی را از جمله تکلم بیشتر، خواب بهتر، بی قراری، کمتر وعلاقه مندی بیشتر به فراگیری از خود می نمایانده وگاهی اوقات رفتارهای خود تخریبی آنان تقلیل یافته است.
به هر جهت، این پیشرفت حتی در افرادی که بهترین واکنش را نشان می دهند، برای درمان کافی نیست. مسئله ی درمان درخود ماندگی و شیوه ی برخورد با این قبیل کودکان و مشکلات مربوط به نظام آگاهی ، شناخت و توجه به آنها از معضلات کار در مداوا وتوان بخشی کودکان در خود مانده وعقب مانده ذهنی است . این گروه از بیماران با نارسایی های عمده ای که در ارتباط کلام و گفتار، تفکر وشناخت دارند از مشکل ترین و بغرنج ترین گروه هایی هستند که در دسته ناتوانی و نیز درکلاس های آموزشی با ایشان روبرو می شویم. درباره معالجه ی این افراد، روش های گوناگونی متداول شده وبعضی با کامیابی های نسبی و آنی همراه بوده اند، اما هیچ گاه نتوانسته اند آن گونه که باید این اختشاشات احساسی و ادراکی را سامان دهند و به درون دنیای عجیب و پر رمز و راز درخود ماندگی راهی بیابند.
منابع:
1- نشریه National Mental Health Associat
2. " روزنامه همشهری" 7/ 7 / 18 شماره 4582
منبع:فصلنامه بهداشت روان 32 پاییز 89
جمعه 3 شهريور 1391
بازدیدها 2028
دیدگاه ها 0
امتیاز 2.4 از 5
اطلاعات مطلب :
کد مطلب: 141
حوزه: مقالات
مولف: ابولفضل امیر دوانی
منبع : راسخون


ارسال نظر:
ارسال
نظرات کاربران: